![]() |
![]() |
|
| راز پرواز وفقط تو می دونی تو می دونستی ... |
|
به پنجره می نگرم و صدای بی رحم رفتنت را از پشت شیشه های غبار گرفته می شنوم .هوهوی باد آرامش بی بنیاد وجودم را بر هم می زند و چشمانم بی اختیار به رسم نبودن ها سراب می بیند. نگران ایستاده ام .هر چند دستانم پر از گل های رز است اما دگر گلبرگ های خشک به گل فرش کردن کدام راه می ارزد!؟ دگر عطر دستان پر گل به چه کار تو مِی آید!؟ راه می روم ...تلاش باد دلتنگم می کند ...نفس خسته می شود و از حرکت می مانم...
چشم می بندم و با خوش باوری تو را از ته مانده ی ذهنم بیرون می کشم با تو می خندم ...می گریم...می دوم...می رقصم...
در سیاه و سفید ها به چشمانت می نگرم ناگهان دلم می لرزد ...تو دور تر از خیال منی...تو آن چنان نیستی که می اندیشم تو با تمام حدس های من بیگانه ای بی دلیل و غیر منتظره!
................................................................. .................................................................
ساعت ها می گذرند...پنجره ها سکوت می کنند...تو می روی و من دوست داشتن را انکار می کنم...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 2:0 توسط رزا شعباني |
|
|
قديم تر ها من هم دلي داشتم پر از گل هاي سرخ پر از لبخند هاي كودكي و پر از گريه هاي زمين خوردني... پر از من و خالي از تو
زندگي قله اي داشت پر از ستاره
امروز در سير تاريخ مانده ام! من سرشار از زندگي و زندگي تهي ز من نه بچه دارد نه ستاره...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 16:21 توسط رزا شعباني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
رزا شعباني .19شهريور 1366
راز پرواز وفقط تو می دونی تو می دونستی ... |
| پیوندهای روزانه |
|
مهدی محمدی(هنرستان هنرمندان) مرد جنوبی وبگذار ๑۩۞۩๑ بهترین کدهای جاوا ๑۩۞۩๑ کد های جاوا اسکریپ 1 شب آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|