![]() |
![]() |
|
| راز پرواز وفقط تو می دونی تو می دونستی ... |
|
ما به هم نمي خوريم دنيامون با هم غريبه فكروعشق وزندگيمون واسه هم پوچ و عجيبه
ما مثل هم نيستيم ما دلا مون دوره وقتي دل عاشق نيست كي مي گه مجبوره
ما به هم نمي خوريم مثل خوشحالي به غم مثل طوفان به نسـيم مثل هر زياد و كم
قصه بين من و تو ديگه تكراري شده حس دوست داشتن ما حس بيزاري شده
فكر نكن اگه بمونيم فرقي داره واسمون فاصله بين من و تو زمينه تا آسمون
رزا شعباني مرداد 1388 با صدای سعید متینی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 14:34 توسط رزا شعباني |
|
|
بی تو شبای تار باورم شد
بی تو غم بهار باورم شد بی تو به مرگ زندگی رسیدم تلخی روزگار باورم شد
سلام 1. از اینکه دیر به دیر می آم و به پیام هاتون جواب نمی دم معذرت. ممنون از اينكه نظر مي ديد و كارهام و نقد مي كنيد
اي رفيق باد و بارون هم تر انه ي غزل خون دل سپردن به خزونه مرگ سرد واژه هامون... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:26 توسط رزا شعباني |
|
|
![]() گروه موسيقي پاپ (( تاران ))
به سرپرستي شايان كريمي
يكشنبه 24 آذر در مجموعه ي انقلاب اسلامي (برج آزادي)
با نوازندگي:
شايان كريمي : پيانو
رضا شعباني: كيبورد
تايماز ارتگلي :گيتار الكتريك
عليرضا مرادي :گيتار باس
سامان حق شناس :درام
با صداي اميد فلاح زاده
روي صحنه خواهند رفت
این گروه قطعات اشتباه، طعنه، هدف، رسم عاشقی، دلشکسته، سکوت باغ پر از بهار و آخرین حرف را اجرا می کند
و اما شعر... بعد از تو تمام زندگي طوفان شد انگار شروع بودنم پايان شد بعد از تو كنار رد پايم مردي همبستر كوچه هاي بي باران شد
مثل به دنيا اومدن تو حجم خالي تني يه حس تازه ي بزرگ شبيه شعراي مني شبيه عمق رفتني شبيه ارتفاع كوچ شبيه من ، شبيه تو، پرنده ، پر، پريدني... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 2:10 توسط رزا شعباني |
|
او ماهي خواب هاي دريايي بود تلفيق هنر ، سكوت و تنهايي بود امروز به خواب ياسمن ها رفته آن خسرو كه مظهر شكيبايي بود |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:20 توسط رزا شعباني |
|
|
تو را به جای همه مردمانی که که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه مردمانی که دوست نمی دارم ،دوست می دارم... دل خسته تر از هواي پاييز شدي تا چشم به هم زدم غم انگيز شدي شايد كه تو با آينه ها در گيري انگار كه با خودت گلاويز شدي! بي كس شده اي ...خسته تر از باراني هر بار دلم به حال تو مي سوزد در اصل تو دلبسته تر از باراني انگار نه انگار ! كمي دلگيرم هر روز بهانه ي تو را مي گيرم حق داري اگر كلافه باشي از من از دست خودم بدون تو مي ميرم! خلاف آمدنت رفتنت زمستانی است............. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 1:19 توسط رزا شعباني |
|
|
يك عمر گذشت تا شبي فردا شد يك لحظه هجوم گريه اي دريا شد امروز چه دير ياد من افتادي ؟.. ديروز چه زود شاعري تنها شد ... واژه اي مي خواهم كه بخواند من را ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 22:39 توسط رزا شعباني |
|
|
سلام. اول از همه بايد بگم امشب كه داشتم دوباره وبلاگم رو به روز مي كردم به ذهنم افتاد كه اگه همه چيز قابليت به روز شدن به دست انسان (تو هر شرايطي و به هر دليلي...) داشت اونوقت بر سر زندگي چي مي اومد؟؟! تعدادي شعر جديد اضافه كردم ...منتظر صداي قدم هاتون هستم عرض دوم اينكه بايد از غزل مهدوي عزيز به خاطر لطفي كه در زمینه شعر به من داره تشکر کنم دختر آبان هميشه پايدار باشي...
ترانه های غم من عجیب تکراریست تو در مدار سکوتم غزل بخوان امشب ...
و اما پرواز ... صد بار رفتار مرا كودك كشيدي هر بار دستان مرا كوچك كشيدي ديروز مرغان صدا پرواز كردند تو بار پر هاي مرا پولك كشيدي ... امشب با تلخ ترين واژه ها مي بوسمت... انگار يادم رفته بود در تقويم بي هويت زندگي همیشه كسي است براي پايان يادم رفته بود روزي تمام نقطه چين ها تمام مي شود يادم رفته بود روزي مهمان نفرت هاي زمين مي شوم و شبي پرپر دستان پر از گل تو بگو... ديگر كدامين گل رز لرزش دستان پر از شبنم را مي شنود ديگر كدام دست به صميميت پرواز قسم خواهد خورد و كدامين احساس شب وحشتناك رفتن را مي داند.... كمي حوصله كن ...غريب مانده ام ...ميان بن بست كوچه هاي گذشتن غريب مانده ام ديگر نه حرفي مانده نه گله اي ... امشب به ميهماني كسي آمده اي كه تمام نفسش پرواز است همنشين دور من اي پاسخ ترانه هاي قديمي . امشب با تمام ستاره ها بدرقه ات مي كنم ... ديگر به چشمانم سكوت را خوب ياد داده ام كه نكند زبانم لال تو را از سرزمين خورشيد جدا كنند فقط فقط . . . فقط كمي زمان مي خواهم.... ۸۶/۷/۱۹
در نادانيهايمان بزرگ شديم مگر نه اينكه من و تو آدم بوديم؟! نمي دانم كدام روز بود كه سيب به آدم بودنم شك كرد...
شيريني ديدار يك لحظه ي تو آرامش خواب هاي هفت خواني را مي گيرد خسته از تكرار روز مرگي هاي ناخودآگاه به دنبال تنها صدايي مي گردم كه خاك سرشتم را بسان گردباد رقاصه بر هم مي زند....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 2:42 توسط رزا شعباني |
|
|
صدا صدای خش خش برگ
کسی شبیه نوشتن قلم قدم می گذارد پرنده به سمفونی باران می نشیند و ستاره به تماشای برگ زمین گلایه می نویسد و من بغض.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:20 توسط رزا شعباني |
|
فرقی نمی کند ـآخرـ تو می رسی یا من ! لحظه را نجات می دهم . چشمم به آسمان باران در انتظار زمین است! باران در انتظار زمین است ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 3:1 توسط رزا شعباني |
|
|
__سال ها هست دلم در غم دیدار تو پر پر زدو مرد سال ها هست که در دستانم یاد آن شاپرکا پژمرده سال ها هست که در غربتم و تو اما... سالیانی است که ترکم کردی . . .
طاقتم نیست ببینم
تپش نازک چشمانی را که زمانی شاید بت بی حوصله ی عاشق زاری بوده... __صحنه ی رفتن تو
آخرین شوق حیاتم را برد
و تو رفتی و هنوز
معنی آن گریه هایت را نفهمیدم
_((دوستت دارم))؟! __تو به اندازه ی یک پژمردن ، می دانم
که مرا همچون اشک از شب دیده ی خود هم راندی
و بدان ای دریا تو به انداز ه ی دریایی خود باز مرا گریاندی.
برگشتم ، دیدم چیزی برای دیدن ندارم هر آن کس که بود دیگر نیست دیر شد ،باید بروم دیدم نزدیکم چقدرآدمند!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 0:49 توسط رزا شعباني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای پرنده ی من ای مسافر من من همون پوسیده ی تنها نشینم هجرت تو هر چی بود معراج تو بود اما من اسیر مرداب زمینم راز پروازو فقط تو می دونی تو می دونستی... |
| پیوندهای روزانه |
|
مهدی محمدی(هنرستان هنرمندان) مرد جنوبی وبگذار ๑۩۞۩๑ بهترین کدهای جاوا ๑۩۞۩๑ کد های جاوا اسکریپ 1 شب آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 بهمن 1387 آذر 1387 تیر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|